فصل سه -بخش یک

رها شو

ر ـهـ ـا

برچسب ها: , ,

فصل یک–بخش چهار

گاهی دوست داری خودت را فریب بدهی

که

خوبی.

برچسب ها: , , ,

Talk This Waltz

این روزها

به خودم ، فکرهام ، رفتارم بیشتر دقت میکنم . بیشتر تحلیل میکنم . در زمان نوسان میکنم : حال – گذشته – حال – آینده – حال

اینکه شبیه چه شخصیت هایی هستم، رفتار بقیه با اونا چطور بود، من چه بازتابی از بقیه میبینم و الی آخر.

بیا برقصیم …

 

برچسب ها: , , , , , , ,

فصل دو – بخش یک

این گونه سریع ؛

دور نشو .

این قلب ، تاب این کشش زمان را ندارد .

برچسب ها: , , , , , , ,

Op. 34

موسیقی عجیبه . خصوصا وقتی قرار باشه صدا رو خودت ایجاد کنی ، اوازی ، پیانویی یا هر ساز دیگه ای . اینکه موسقی چه فکرایی رو شکل میده ، اینکه چه حسی باهاش القا میکنی و …

الان حس راحتی دارم ، انگار سنگینی یه سال نُت و تمرین رو از دوشم برداشتن

الان به چند ساعت پیش فکر میکنم ، روی سن چه حسی داشتم ، چی شد ، چه صدایی شنیده شد ، چیکار کردم …

پشت پیانو به چی فکر میکردم

چه قدر قبل اجرا آروم بودم ، بیخیال … انگار هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست ، انگار هیچی نشده ، انگار که برام مهم نیست  ، انگشتام درست حرکت میکنند یا نه …

ولی پشت پیانو …

محمد و حرفاش … من غرق نت بودم ، همه یا خیره به انگشتای من یا صدای ویولون  …

من ؟

من فقط میزدم ،حس رهایی داشتم ، میترسیدم صدای قلبم بلندتر از صدای پیانو شه …

من صدا بودم .

من رها شدم

برچسب ها: , , , , , , , , ,

دی ماه خوب

هیچ حسی دوست داشتنی تر از این نیست که بابابزرگ ، توی خیابون شلوغ تصمیم بگیره ماشین رو پارک کنه؛

من و مامان بزرگ مشغول حرفای خودمونی و همیشگی مون شیم ؛

و بابابزرگ با یه دسته گل برا مامان بزرگ برگرده .

 

همین حس های خوب و دوست خوب ؛ بین این همه آشفتگی ، منو آروم نگه داشته .

همین یه دوست خوب و نزدیک ، منو آروم نگه داشته .

چه قدر خوبه که هستی .

فصل یک – بخش سه

تو حال مرا ندانی ؛
به دیگران ، از حالم چه گویم ؟

برچسب ها: ,

بگذارید هواری بزنم !

خیلی زور داره برام ،

زندگیم ، ارامشم ، تعادل روزهام به خاطر اشتباهای بقیه بریزه بهم .

دارم مسموم میشم توی این هوای آلوده.

دارم خفه میشم .

iD22

+ اگه دنیا دو روز دیگه تموم بشه، چی؟

- فکر نکنم خدا بخواد درین حد از خودش ناامیدم کنه .

برچسب ها: , , , , , , , ,

فصل یک – بخش دو

از وقتی خودش را شناخت ؛

دلتنگ بود .

برچسب ها: , , ,