فصل سه -بخش یک
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی تارک دنیا مورد نیاز است
رها شو
ر ـهـ ـا
فصل یک–بخش چهار
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی تارک دنیا مورد نیاز است
گاهی دوست داری خودت را فریب بدهی
که
خوبی.
برچسب ها: تارک دنیا, خوب, فریب, من
Talk This Waltz
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی incomplete
این روزها
به خودم ، فکرهام ، رفتارم بیشتر دقت میکنم . بیشتر تحلیل میکنم . در زمان نوسان میکنم : حال – گذشته – حال – آینده – حال
اینکه شبیه چه شخصیت هایی هستم، رفتار بقیه با اونا چطور بود، من چه بازتابی از بقیه میبینم و الی آخر.
بیا برقصیم …
برچسب ها: Leonard Cohen, M.T, Take this Waltz, آینده, حال, فکر, من, گذشته
فصل دو – بخش یک
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی تارک دنیا مورد نیاز است
این گونه سریع ؛
دور نشو .
این قلب ، تاب این کشش زمان را ندارد .
برچسب ها: تارک دنیا, تو, دور, دور شدن, زمان, قلب, نسبیت, کشش
Op. 34
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی نوشتن،همین و تمام
موسیقی عجیبه . خصوصا وقتی قرار باشه صدا رو خودت ایجاد کنی ، اوازی ، پیانویی یا هر ساز دیگه ای . اینکه موسقی چه فکرایی رو شکل میده ، اینکه چه حسی باهاش القا میکنی و …
الان حس راحتی دارم ، انگار سنگینی یه سال نُت و تمرین رو از دوشم برداشتن
الان به چند ساعت پیش فکر میکنم ، روی سن چه حسی داشتم ، چی شد ، چه صدایی شنیده شد ، چیکار کردم …
پشت پیانو به چی فکر میکردم
چه قدر قبل اجرا آروم بودم ، بیخیال … انگار هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست ، انگار هیچی نشده ، انگار که برام مهم نیست ، انگشتام درست حرکت میکنند یا نه …
ولی پشت پیانو …
محمد و حرفاش … من غرق نت بودم ، همه یا خیره به انگشتای من یا صدای ویولون …
من ؟
من فقط میزدم ،حس رهایی داشتم ، میترسیدم صدای قلبم بلندتر از صدای پیانو شه …
من صدا بودم .
من رها شدم
برچسب ها: اجرا, اسکار ریدینگ, رها, سیزده بهمن نود ُ یک, صدا, محمد, موسیقی, ویولون, پیانو, کنسرتو
دی ماه خوب
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی نوشتن،همین و تمام
هیچ حسی دوست داشتنی تر از این نیست که بابابزرگ ، توی خیابون شلوغ تصمیم بگیره ماشین رو پارک کنه؛
من و مامان بزرگ مشغول حرفای خودمونی و همیشگی مون شیم ؛
و بابابزرگ با یه دسته گل برا مامان بزرگ برگرده .
همین حس های خوب و دوست خوب ؛ بین این همه آشفتگی ، منو آروم نگه داشته .
همین یه دوست خوب و نزدیک ، منو آروم نگه داشته .
چه قدر خوبه که هستی .
فصل یک – بخش سه
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی تارک دنیا مورد نیاز است
تو حال مرا ندانی ؛
به دیگران ، از حالم چه گویم ؟
بگذارید هواری بزنم !
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی بدون شرح بدون موضوع!
خیلی زور داره برام ،
زندگیم ، ارامشم ، تعادل روزهام به خاطر اشتباهای بقیه بریزه بهم .
دارم مسموم میشم توی این هوای آلوده.
دارم خفه میشم .
iD22
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی incomplete, دیالوگهای ناتمام
+ اگه دنیا دو روز دیگه تموم بشه، چی؟
- فکر نکنم خدا بخواد درین حد از خودش ناامیدم کنه .
برچسب ها: آخر دنیا, اول دی, بیست و یک دسامبر, تو, خدا, دی ماه پر حادثه, شوخی, من, ناتمام
فصل یک – بخش دو
نوشته شده توسط نازنین | در دستهی تارک دنیا مورد نیاز است
از وقتی خودش را شناخت ؛
دلتنگ بود .