~

دختری که در خود گم شد.

میز نازنین!

پ.ن:
دلم برای آن چشمان بی فروغ افسون گر

که هنگامی که دروغ می گفتند،مهربان بودند

تنگ شده است

برچسب ها: ,

۵ نظر برای “~”

  1. zos گفته:
    ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ در ۸:۱۷ ب.ظ

    حیف وردپرس!!
    پست هنری! ❗ ❗

  2. پریا! گفته:
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ در ۸:۵۶ ق.ظ

    سلایم! 😀
    من بالاخره تو رو لینک کردم!دست و هوورررررا!بیا لینک منو درس کن! 😀

  3. نگار گفته:
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۷ ق.ظ

    می گم خب یه ذره عکسه رو واضح تر می ذاشتی مام ببینیم چه خبره!!؟

    مردیم از فضولی خب!:دی

    _________________________________
    میتونی روش کلیک کنی تا بزرگترش رو ببینی
    😀

  4. Mαηiα گفته:
    ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ در ۴:۵۶ ب.ظ

    چشمای من موقع حرف عاشقانه زدن هم مهربون نمیشن!!
    عجب چشایی داشته ها!!!

  5. نگار گفته:
    ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۴ ق.ظ

    اون کارم کردم قبل از اینکه تو بگی!!:دی
    ولی عکسه تاره خب!!بی تربیت!دیگه از این عکسا نذار حس فضولی من تحریک می شه!:دی:دی

دیدگاهی بنویسید