gAmE

خب این یه بازی هستش! قراره سه پاراگراف بی فکر و بی سانسور بنویسیم! همین!

۱٫ اولین حلقه مال منه! منی که همیشه رشته هام پاره شد! حالا مهم نیستش عمدی پاره شدن یا غیر عمد،پاره شدن!تکرار کن: پاره شدن! ولی این بار نمیخوام پاره شه! به هیچ وجه! یه رشته ی محکم! خیلی محکم! پس هر کسی که بخواد این حلقه رو نابود کنه،به هر دلیلی باید بدونه که منو هم نابود کرده! یعنی امیدم رو نابود کرده، چون با دوباره پاره شدنش، دیگه یه حلقه ی جدید نمیسازم!

۲٫ وقتی آدم قراره بی فکر و بی سانسور بنویسه، یه جوری میشه! راست میگم! هی میخوام یه چی بنویسم ولی نمیدونم چی بنویسم! نه اینکه مورد داشته باشه نوشته هام و اینا بلکه میترسم یه چی بگم که باعث نارحتی و دلخوری یه نفر بشه!(نکته:یه نفر فرد خاصی منظورم نیست) به این جمله اعتقاد شدید دارم که “تا میتوانی دل به دست آور/دل شکستن هنر نمیباشد!” اگه هم دل کسی رو شکستم و یا حتی با شوخی و سرکار گذاشتنام باعث ناراحتیش شدم معذرت میخوام(نکته ۲: جمله تلمیح نداره!). نکه منم حساس!

۳٫ این رو همیشه ترسیدم بگم! یعنی واقعا ترسیدم بگم! نمیدونم چرا! ولی همه رو، همه رو بدون استثنا دوست دارم! شاید خیلی بیشتر از توانم دوست تون دارم، به قول فروغ:
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان کار نا پیداست
من دگر به پایان نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
و این دوست داشتن یه حس خوب و نابه! یه حسی که به قول شریعتی به ابتذال کشیده نمیشه!

میگن کار از محکم کاری عیب نمیکنه، حلقه ی اول هرچی محکم تر بهتر، بعدشم تعداد کساییم که دعوت میشن محدودیت نداره، ولی باید حتما یکی دعوت شه! باید یکی حتما دعوت شه! یعنی یه حلقه ی بی نهایت تشکیل میشه که پاره نمیشه! پاره نمیشه!!!!!منم هفت نفر رو دعوت میکنم! هفت!!!!! خب من منتظر آپ ها تونم!

کسایی که باعث پاره شدن این حلقه میشن،سراغ من دیگه نیان! همین!

دعوتی ها:

محمد، رضا ، سینا ، غزاله ، ستایش ، بی تا ، ایلیا ماهان

برچسب ها: , ,

۱۰ نظر برای “gAmE”

  1. سینا گفته:
    ۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۸ ب.ظ

    باشه دیگه سراغت نمیام.

    متاسفم.
    ___________________________________________
    ویرایش:این کامنت قبل از زده شدن پست در لونه ی یک جغد نادون زده شده است

  2. Mαηiα گفته:
    ۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۲:۵۹ ب.ظ

    قالب نو مبارک باشه!
    همه رو دوست داری؟ یعنی منم دوست داری؟! :mrgreen:

  3. سینا گفته:
    ۲ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    سراغت میام متاسف هم نیستم!

  4. فرشته گفته:
    ۳ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    هااااااااااااااا!
    اینجا کجاست!نازنین خودتی!ها؟ :mrgreen:

  5. admin گفته:
    ۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۴:۰۴ ب.ظ

    نمی دونم چی کار کردی نازنین ولی ترک بک (بازتاب)های بلاگ من نمیاد سمت بلاگت!!! ای الهی که …! غیژ غیژ

  6. sahar گفته:
    ۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    یعنی آهنگ وبلاگ منو میخوای؟

  7. sahar گفته:
    ۶ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    چه خوشگله ها اینجا
    چرا ندیده بودمت تا حالا

  8. نگار گفته:
    ۷ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۹ ق.ظ

    سه پاراگراف بی فکر و بی سانسور؟هوووم؟جالب بود!
    ما نیز لاو یو سو ماچ و تنها لاو است که می ماند واینا! :mrgreen:

  9. sahar گفته:
    ۸ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    خب ایمیلتو بده

  10. متین گفته:
    ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    من واقعا متاسفم ولی خب من کسی رو ندارم که دعوت کنم و چرا من باعث میشم حلقه ی دوست داشتنیت پاره شه نمیدونم . حالا باز تلاش میکنم شاید یکی رو حداقل پیدا کردم

دیدگاهی بنویسید