شام آخر

written.jpg

همین بود.
دست خط خودمه! دور میشم. با اینکه میدونم بود و نبودم، فریاد و سکوتم ،خنده و گریه ام فرقی نداره. نقطه ته خط.

ویرایش: بعضی موقعها لازمه آدم مغزشو خالی کنه!خواستی بخونی برو به این لینک!

Comments

  1. zos

    سلام!
    خیلی دست خطت بد بود غیرقابل خوندن! کرم داشتی تایپ نکردی؟ ❗ ❗ ❓ ❓
    به هرحال بنظر من ! که متنتو نخوندم بنظرم برای روزنامه دیواری استفادش کن نه وبلاگ بوس بوس بوس!

  2. SetaAyesh

    پریشب داشتم این شعره رو میخوندم!یار منم غار مم عشق چگر خوار منم!;;) خطتم زدی تا مردمو از راه به در کنی! خیال کردی با اینک ارا می تونی…!
    واقعاً 😀

  3. نگار

    وای!اون متن رو خودت نوشته بودی؟!؟فوق العاده بود!
    دست خطت هم خیلی قشنگ بود تمیز می نویسی!درست برعکس من!:دی
    مطمئنم باش خنده و سکوت و گریه و بود و نبودت خیلی با هم فرق دارن و برای خیلیا مهمن!

  4. محمدامین

    کتاب هندسه ام عاشق شما شده بود
    که با قضیه ی چشم تو آشنا شده بود
    چگونه نقطه که از خود نه طول داشت و نه عرض
    دلیل بودن خط ها و قوس ها شده بود
    مساحتی که به خط کش حساب می کردیم
    در آن چگونه همه ی کائنات جا شده بود
    فضای لا یتنهای مقابل چه کسی
    دچار حالت تسلیم و انحنا شده بود؟
    پسر به خانه می آمد که دید بادکنک
    بدون نخ وسط آسمان رها شده بود
    پدر بزرگ دلش جرم بود و ماده بود
    ولی به سرعت نور از تنش جدا شده بود
    کتاب هندسه افتاد و صفحه ای آمد
    که میان منحنی دل سوی خدا شده بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *