unimportant

* تره این قدر گرون شده که کسی تره هم واسه حرفام خورد نمیکنه؟! تا این حد یعنی؟!

* من خودمو باور دارم، باور دارم که بخوام میتونم، خیلی ها رو باور دارم، شما هم منو باور کنین! باور کنین که میتونم! میتونم! میتونم! مـ ـی تـ ـو نـ‌ ـم . . .

* هیچ روز تکراری وجود نداره، فقط گاهی حدهاشون یکی میشه! همین.

* معلم پیانوم از مامان و بابا حمایت کرد، در واقع شانس برنده شدنم بازم به صفر میل میکنه!

* از امروز خانه نشینی شروع شد! رفتیم خیابون گردی خانم د.(دبیر زبان فارسی)رو دیدم! کلی خوشحال شدم!دلم براش تنگ شده!

* آخری: از خوابی که دیدم میترسم!

*

I still remember the world
From the eyes of a child
Slowly those feelings
Were clouded by what I know now

Where has my heart gone
An uneven trade for the real world
Oh I… I want to go back to
Believing in everything and knowing nothing at all

و دیگر هیج

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ! دستم! کمرم! کل وجودم! امروز تو مدرسه ، از پله ها برای بار دوم افتادم ولی این بار فشارم نیفتاد که منو بندازه، پام لیز خورد بعدش مثل سرسره بازی اومدم پایین!

اگه این طوری پیش بره من در راه پله ها به سرای باقی میشتابم!

نکته: من که گفته بودم تابستون اجرا دارم و اینا، به احتمال ۹۰% اجرا سرجاشه ولی من سرجام نیستم، چقدر میتونن راحت باهاش کنار بیان، درحالی که مثل خیلی چیزای دیگه که برام مهم بود و میخواستم و نشد،اینم واسم خیلی مهم بود وهوزم هست!

تبصره: گندی که در سر کلاسای ریاضی به اعصاب من زده میشه، پیامد های زیادی داره:یکیش ناامیدی و سستی و ضعف باورهای ریاضی و دیگری تذهیب روی دست چپ! ببین!

دست نقاشی شده؟!!!!!!

Hurry I’m fallin, I’m fallin, I’m fallin . . .

خسته مثل همیشه

. . . forever and ever. . .

* هه! با معلم پیانوم راجع به اجرای تابستون حرف میزدم، زمانش مهم هستش واسم! اگه نشه . . .

* آخرین جلسه ی ادبیات امروز بود، فردا آخرین جلسه ی زبان فارسی و مدتی بعد آخرین جلسه بودنم.

* پیشرفت کردم! میتونم احساسمو کنترل کنم! میتونم وسط کلاس خودمو آروم نگه دارم و به اون بوقی فحش ندم! از اول سال ازش بدم میاد.

* کلاسمون خیلی باحاله! میشه به چند دسته تقسمیش کرد:

دسته ی اول: ۶ نفر، اراذل اوباش درجه اول کلاس،بی تفاوت به همه کس، ایده های نابی در راستای حذف امتحان؛خصوصا امتحان هندسه دارند!

دسته دوم: ۴ نفر با همه سازگارای کلاس! به سردستگی مهساخ. با چهره ای همیشه سرخ!

دسته ی سوم:۵ نفر شعرای گروهی سرا(!)،ادیبان، با ذوقان و هنرمندان و نیمی از خرمالوییان! ( دو شعر گروهی در تخته نوشتن! توووووووووپ)

دسته ی چهارم:۲ نفر دیگر ازخرمالوییان، خودشیرینان روزگار خصوصا برای دبیران برادر!

دسته ی پنجم:۴ نفرموطوروفان بارز کلاس!

دسته ی ششم:۳ بنده ی خدا که هیچ خصلتی جز ساکتی و مظلومی ندارند!(آره جون عمه ام!)

دسته ی هفتم: من و مریم و سها خزه! که نمک های کلاس و گل سرسبد میباشیم!(من در حال نوشابه باز کردن واسه این دسته!)

درست است! ما ساناز رو جا انداختیم! که میتوان ایشان را اشتراک همه ی دسته ها دانست! و نمک کلاس و پرحرف و شوخ و با مزه! که علی پسر خوب همسایه رو کشف کرد! :mrgreen:

* هیچ هدف خاصی نداشتم از توضیح و رده بندی کلاسمون! بیکاری! دور همی!

* پنج مین پیش مریم رفت خونه شون! این سومین باری بود که به قصد خواندن شیمی دوتایی اقدام کردیم ولی موفق آمیز بود! فقط ساختار لوئیس نرسیدیم بخونیم!مهم نیست چندان البته!

* هنوزم این حساسی مزخرف توی درونم تو تلاطمه!!!!!!!

* کاش تموم بشه! تموم بشی! تموم بشم، تموم بشم، تموم بشم . . .

* پست مثل همیشه! احمق مثل همیشه!خسته مثل همیشه! همیشه مثل همیشه!

* every step that i take is another mistake to you
and every second i waste is more than i can take

بر قامت من نقش نمی بندد سهم؟!

♣ خواب قشنگی بود، اگه همونا بیرون از مغزمم اتفاق میفتاد قشنگترم میشد

♣ هرچیزی که گم شد،با مرور زمان باورم میشه که اصلا وجود نداشته، یه جورایی مثل گم شدن افکار ورنگها و در نهایت خودم، لطف کن و جای خودت رو توی خاطرم و خاطرات نگه دار. . .

♣ از آدمای احمق بدم میاد! چرا هر روز دارم احمق تر میشم پس؟!

♣ همیشه انگیزه ای هست،انگیزه ی رفتن یا موندن! مهم اینه که انگیزه های رفتن زیاد داره میشه!

♣ دلم نمیخواد تموم بشه این روزا! دلم نمیخواد! میدونی اگه تموم بشه، هیچ وقت، هیچ وقت هیچ پدیده ای مثل این وجود نخواهد داشت! نمیخوام تموم بشه . . .

♣ miss yeah… missed…

سرخووووووووووووش

اگه وقتی داری جغی میخونی به سرت یه دیوونه بازی و cool foOl بازی بزنه، بعدش منتقلش کنی به بقیه و مثل ویروس پخش شه، بعدش فرداش کلاسو بزنی بهم سر همین خل و چل بازی، انتظار میره بشنوی : سرخوووووووووووووووووش دیوووووونه!

هه! دیوونه بازی بدون فکر کردن به عواقبش! حاااااااااااااااااااال میده ولی خطرناکم هست

من آدم بشو نیستم! بازم آمادگی علافی دودر میکنم ، بازم به نیش زدنام ادامه میدم!! موذذذذذذذذذذی!(خاله مه!)

نداااااااااا، ناااااااااااااازی، بهیییییییییییی و سحر حالا میخونن! “یک دو دست!” دو شدیم خز” سه کتابا شدن اون ور پرت”

(توضیح اضافی در مورد اعضا:

ندا: our Emo

بهناز: شازده کوشولو!

سحر:تنها بشر فارس توی کلاس

نازنین: معرف حضور هست!)

باحال ترین نکته ی امروز، قیافه ی بهناز بود وقتی آهنگو گذاشت بقیه بشنون! سرخ شد بیچاره!!!! اگه فردا ضایع بازی درنیارن میترکووووووووونیم! مثل همیشه!وای وای! من پیشمونم! فکر کن! جلوووووووووی خیلیا رپ میخونیم! مسئله ی مهم تر اگه حرکات موزونم اضافه شه چی میشه!؟

یه خبر تووووووووووووووووپ! تووووووووووپ! تابستون، مرداد ماه، میرم رو سن! اجرای زنده دارم! وااااااااای! فکر کردم معلمم شوخی میکنه! دیدم نه خیر! جدی جدی قضیه!فکر کن! میرم رو سن! بعدش ساری گلین!!!!!!! درست خوندی، ساری گلین رو میزنم!!!!!!! وااااااااااااااااااااااااااااااااای! بعدش اگه اون چیزی که فکر میکنم بشه و اجرای منم، مثل برنامه های قبلیم کنسل شه، به قول نیکولا کوچولو میرم خودمه پرت میکنم از بالای ساختمون پایین، بعدش شماها دلتون برام تنگ میشه، زار زار گریه میکنین!

پ.ن:اگه کمبود خنده داری(مثل من و دوستان) منو تصور کن که دارم با تمام احساسم رپ میخونم و ادا درمیارم! برو حالاشو ببر!yeah

p.s: one,two,three!SampaDi R U happy?!l

not again

صحیح! بر نگشتم! فقط خواستم بگم من دو پست قبلیم رو پاک نکردم! تف!