گـ ـذ شـ ـتـ ـه

اگه تو هم حافظه ی خوبی داشتی مثل من،
اگه واسه تو هم حادثه های ناخوشایند تکرار میشد،

اگه واسه تو همین اتفاق میفتاد و حماقت منو میکردی،
اگه احمقانه ترین کار دنیا تو رو هم یاد گذشته مینداخت،
بهتر از من برخورد نمیکردی!

The mobile set is off”

My soul’s lonely grave رو یه بار دیگه بخون، از همه نوشتم، از همه! از خون و نفرت، از گریه و خنده! اینا نباید به یاد آورده بشن، حادثه هایین برای فراموش شدن!برای فراموش شدن!میدونی چرا؟! آزار دهنده ان چون! دیروز یاد همه شون افتادم، پیش ترم رفت حافظه ام! خیلی پیش که نباید میرفت! نباید داره! من زندانی یا مجرم نیستم که منو بازپرس میکنین! من آزادام! توضیح بیشتر ندارم! دلیل دارم برای خودم که بیشتر نمیگم حتما!

ممنون که همه رو دوباره یادم آوردی، همه ای که نمیخواستم برای یه لحظه هم یادم میموندن! ممنون!
پ.ن: گذشته جایی است که ما در آن شکنجه میشویم. ( کپی رایت بای محمد!)
پ.ن: تف ! عکس پایینی بی ربط نیستش! تـ ـف!

ToF


۶ نظر برای “گـ ـذ شـ ـتـ ـه”

  1. مسعود گفته:
    ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ در ۸:۴۲ ب.ظ

    پ.ن: گذشته جایی است که ما در آن شکنجه میشویم.
    حقیقتی بسیار تلخ و جمله ای بسیار زیبا

    The mobile set is off”
    از این پیغام متنفرم

    در مورد شعر فریدون مشیری نازنین،باید بگم که بسیار زیبا بود.
    ممنون.

  2. مریم گفته:
    ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۰۴ ق.ظ

    ……….

  3. نگار گفته:
    ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    در این جور مواقعیه که من نمی دونم باید چی بگم!یعنی نمی تونم چیزایی رو که ذهنمه رو به صورت جمله دربیارم و بگم! |:

  4. میعادرلجن گفته:
    ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۱ ب.ظ

    نمی دونم چرا یاد اون لحظه ای افتادم که توی تهران چند تا خیابون بعد از نشر چشمه …روبروی هتل ایستاده بودی و به اون پسره گفتی: دیگه دنبالم نیا

    ___________________________________________
    ولی این پستم ربطی بهش نداره!

  5. zos گفته:
    ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ ب.ظ

    کپی رایت کشکه؟
    _________________________________________________
    آقا من که لینکت رو گذاشتم!؟ چرا میزنی خب؟ 😀

  6. Pariya گفته:
    ۴ تیر ۱۳۸۷ در ۸:۲۰ ق.ظ

    من همه ی آپات روووو دوس دارم جیغولی من!
    luV luV
    kisSs kisSsSs

دیدگاهی بنویسید