سرودی برای نبودنم

دارم میرم! نمیدونم، وقت خدافظی هستش یا نه، برمیگردم، ممکنه هم نشه برگردم، به هر حال، یه خدافظی ساده است، میدونم این اواخر خیلی رو با حرفام رنجوندم، ببخشید، قصدم این نبود! ببخشید اگه حس کردید باهاتون صادق نبودم، ببخشید

سعی کردم مفید باشم، انرژی مثبت بدم، بخندونم،اگه نشد این طوری، ببخشید. شاید باید بیشتر سعی میکردم این “سعی” در کلمه نباشه

دلم تنگ میشه، واسه بچه ها، واسه اتاقم، واسه کتابام،‌واسه شستی های پیانوم، دلم تنگ میشه واسه تنها بودن توی اتاقم، دلم تنگ میشه واسه قاچاقی حرف زدنها، دلم تنگ میشه

مواظب خودتون باشید، مواظب همدیگه، منم فراموش نکنین، لبابتون خندون، دلاتون شاد

من تک به تک خدافظی میکنم، ولی این پست واسه کسایی بود که ندیدمشون ، و آخر سر به عنوان یه هدیه شایدم یه یادگار، یکی از قطعه هایی که دوسش دارم “ایریق(جدایی)” رو ضبظ کردم ( در بحبوحه رفتن ضبظ شد،کیفیتش چندان جالب نیست، ببخشید ) امیدوارم خوشتون بیاد

«آیریلیق»

رها میکنم

خود را

خاطره را

و این اتاق پر از تنهایی را

میدوانم

قلمم را بر دشت کاغذ های سپید

شاید

پروانه اش را

دگر بار ببیند

و آرام

لای شستی ها

جان می سپارم

من صدا زاده ای بی رنگم

مرا واژه ای نیست

.

.

.

-یکم امرداد ۸۷ خورشیدی- نازنین

Comments

  1. مسعود

    خیلی جالبه.یه خواهرم امروز رفت.یکی دیگه هم فردا قرار بره.هر دو هم به یه نقطه
    خداحافظی نمیکنم،چون خداحافظی معنایی نداره.با اون یکی خواهرم هم خداحافظی نکردم
    هرچی فکر کردم،شعری پیدا نشد که از غم خالی باشه.در نتیجه این کامنت بی شعر خواهد بود
    خوش باشی و شاد و سرزنده
    ماه شبهات ناز و خورشید روزهات زیبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *