SiCk

امروز آخرینش بود ؛ آخرینش . . .

صبح همزمان با مسئله حل کردنام، شش سال رو توی ذهنم مرور میکردم، اون موقع از کسی که الان میخواستم باشه چه مجسمه ی دوست داشتنی ای ساخته بودم، الان ولی … الانم چه مجسمه ای دارم از خودم میسازم برا تابستون، برا دوسال آینده، و احتمال اینکه چقدر شبیهش قراره بشم … داشتم به قول و قرارام فکر میکردم، به دعوای شش سال پیش من و نیوشا ، به اسم شهرت بازی کردنامون، به مسئله ی مزخرف نیوشا که خودشم نفهمید آخر سر چی گفت ، به ای ایران خوندمون توی اتوبوس، به سال اول دبیرستان، به شرط بندیمون با مهسا که یه هفته سوژه شد مهسا سرش ، به داغونی سال پیشم، به روی دست لیریک نوشتنام ؛ به سی پاسکال پاسکال، به شکسته شدنای مداوم . . . صبح قبل از رفتن یاد خوابم سال پیش همین موقع افتادم،نمیدونم ترسیدم ازش یا چی ، حس خوبی منتقل نکرد بهم ! نمیدونم . . . سرجلسه یاد کلاسای ترکیبیات، یاد ایده هام ،سرجلسه داشتم به اس ام اس هایی که ساعت هفت ۲۴ ژانویه ی ۲۰۰۸ بهم ارسال شد فکر میکردم، به اینکه هم پارسال گوشیم توی جیبم بود و هم امسال و من به اون اس ام اس ها دلگرم میشدم ،ولی امسال فرق میکرد قضیه، خیلی متفاوت بود برام، خیلی . . .

هنوزم که هنوزه باور نمیکنم اخرینش بود امروز . . .

چهار ساعت سرجلسه، مثل شش سال شد برام، مث حس های جور واجور، مثل مرور همزمان خاطره ها، دیووونه بازی ها،گریه ها، خنده ها ، مث تکرار و یه لووپ بی پایان

خسته ام ! خستگی های این مدت روی هم انباشته شده،ترس و دلهره هاش، سردردای لعنتی، خسته ام . . . کاش بازم میتونستم دستامو راحت و آزاد روی کیبرد رها کنم تا هرچی از دلم میگذره ، هر چی توی مغزم جا اشغال کرده رو از توش بکشه بیرون و به واژه ها تحمیل کنه ، ولی نمیشه ، نمیتونم . . .میخوام بازم بنویسم، نمیشه ! میترسم این پستمم بره توی پیش نویس هایی که قراره روزی منتشر بشه

حس ی مث بی حسی مطلق دارم! معلق بودن . . . گذشته بد جایی هستش حتا اگه برات یادآور خاطرات خوب باشه، لحظه های شیرین ، گذشته . . .

هنوزم باور نمیکنم . . .

پ.ن:دلم نمیخواست این طوری بنویسم ولی خب نشد . . .

پ.ن:و خداوند بک اسپیس را برای همه ی کیبردها حفظ کند .

Comments

  1. فرشته

    میدونی نازنین آدم همیشه یه چیز خیلی خوشگل از آینده و خودش میسازه!منکه تا این لحظه همشو زدم خراب کردم!چه دوسال پیش!چه پارسال چه حالا!ولی میخوام دیگه بعد این خراب نشه!

    تو میتونی اگرم نیمدم ازت سوال بکنم چیکار کردی چون نمیدونم من خودمم خوشم نمیاد توضیح بدم چیکار کردم!اونم واسه کسی که خیلی وقته آدم درست باهاش چت نکرده!نمیدونم!یه جوری دلها از هم دور شده!و خب تقصیر هیچیکی نیست!

    امیدوارم موفق پشت سر گذاشته باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *