گذشت . . .

گذشته . . . 

جایی که دارم توش زندگی میکنم ، آره گذشته . . . کلی خاطره ، نوشته ، گاهی نقاشی و رنگ  ، واژه و سکوت ، کتاب و دفتر و . . . گذشته . . . شاید شعر ، شعر های سوخته ، صدا و شستی و پیانو و  خواب های طلایی . . . گذشته . . .

گاهی ، یه کلمه، یه اتفاق ، یه پدیده ، پرتم میکنه به گذشته ، به دور دورا ، به اون روزای زیبا ، به خنده هامون ، به باهم بودن ها ، به سادگی ها ، به  عکس های یادگاری، گچ بازی ، به کلاسی با پرده های نارنجی ، به حیاطی با اقاقیا ، به انشاهای کودکانه، به . . . . 

رفت و گذشت . . . 

 وقتی با خاطره ها تنها میشم ، گاهی گریه ام میگیره ، گاهی بغض میکنم ، گاهی دلم یه  آغووووووووووووش میخواد ، یه آغوش پر از آرامش ، دلم دوست میخواد ، دوستای خوب ، دوستای خوب ، دوستای خوب ، دوستای خوب . . . آره دوست ، دوستای خوب . . .

دلم تنگه و دلتنگم گاهی .

گذشت . . . گذشت . . . و در حال گذشتنم . . . 

عمر ما کوتاس ، چون گل صحراس ، پس بیایید . . . 

p.s:mi sopiras vin, mian nuran amon , min maltrafas vian mirindan voĉon siblantan min amas vin kaj respond mi amas ankaŭ vin ami . . .

Comments

  1. فرشته

    هر چی این لحظه هست نازنین گذشته ی آینده ی ماست یادته دقیقا توی پست قبلی گفتی هیچی با خودت از گذشته نمیاری با خودته؟پس کو؟یادته بهم گفتی توی گذشته نباید زندگی کرد چون آدم گم میشه تو گذشته؟یادت رفته همه ی اینارو؟

  2. مهسا

    آخ ! کاش می شد به همه ی چیزی که گفتی مطمئن بود…
    تو مطمئنی که اگه یه بار ثابت کردی بازم می تونی، من بعید می دونم همون یه بار هم درست ثابت کرده باشم یا نه! من بعید می دونم اگه این بارم ثابت کنم که می تونم کدوم مشکل بزرگ زندگی حل شده! من بعید می دونم با ثابت کردن اینکه می تونم یه چیز بزرگ رو ثابت کرده باشم.
    به کجا می خوام برسم نازنین . به کجا می خوای برسی ؟ این مهمه. نه اینکه ثابت کنی می تونی به سوالا جواب بدی. برام دعا کن که بفهمم کجام و کجا می خوام برم. نه اینکه بتونم ثابت کنم که می تونم مساله حل کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *