جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو . . .

حسی مثل یک کاغذ مچاله شده دارم

کاغذی که روزی رویش نقاشی کشیده شد،

آسمان و ماه و ستاره و گل و درخت و چندین دوست

سپس روی آن همه رنگ ، واژه هایی نقش بست

شعر هایی و داستان هایی

چندی ماند

چندی خوانده شد

و آخر

مچاله شد

.

.

Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *