۸۹

لحظه های آخر هشتاد و هشت … ناگفته ها و درد ها و خنده ها و گریه ها … یه سال دیگه ای که گذشت … گذشت …

خدا …

هشتاد و نه خوبی شروع کنیم … عاشق ترین باشیم … درد رو حس کنیم و بزرگ شیم ولی نه به بهای فراموشی کودکی … زندگی کنیم و زندگی رو دوست داشته باشیم … دوست باشیم … دوست … دوستای خوب .

خدا …

بذار زندگی کنیم … بذار باهم باشیم …باهم بخندیم … با هم گریه کنیم … قدر باهم بودن ها رو بدونیم …قدر لحظه هایی که میگذرن … قدر لحظه های دوستت دارم گفتن …

خدا …

قلبی بده بزرگ و پاک برای دوست داشتن برای تپیدن … ریه هایی که هر لحظه پر شه از عطر دل انگیز مهر .چشمان راستگو و لبانی دعا گو … دستای توانمند برای در آغوش گرفتن … برای ساختن روزهای زیباتر … خدا تنی سالم بده به همه … به همه و همه و همه …

خدا …

سال خوبی داشته باشی… سال خوبی رو شروع کنیم … هشتاد و نه خوبی رو به پایان برسونیم …

Comments

  1. فرشته

    نظرمو تو فیس بوک گفتم ولی برای اینکه تا اینجا اومدمم میگم سال نوت مبارک…راستی به بازی وبلاگی دعوت شدی با محمد ولی دوتاتون ننوشتین دوست داشتم مینوشتین…مینویسین؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *