دی ماه، ماه پر حادثه

دیروز تولد «روشن‌تر از این نمیشه» بود . سه سال گذشت . باور کردنش سخته. حواسم نبود که چطوری گذشت، کی گذشت، اتفاقی اومدم دیالوگی بنویسم و توی پست‌های پیش‌نویس، پست منتشر نشده ی دو سال پیش رو دیدم برا چنین روزی و …  اتفاقی مث دو سال پیش دارم یان‌ تیرسن گوش میکنم و اتفاقی یه سری تصویر و پدیده از ذهنم میگذره، مال همون دو سال پیش … کاش فراموش کردن برام آسون بود، بدون اینکه بخوام یادم بمونه پدیده ها، در ذهنم موندگار شدن . شاید روزی فراموش کردن رو هم یاد گرفتم، شاید روزی از فراموش کردن پشیمون شدم، شاید روزی همه چی باز یادم بود …

تولدت مبارک «روشن‌تر از این نمیشه» ی عزیزم.

Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *