Pianist

یک آپارتمان کهنه ، همسایه های پیر .

پیرمرد یک فنجان چای به دست زنش داد و گفت : باز پیانیست ما دلتنگ شده .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *