آرشیو سالانه: ۱۳۹۲

سرگردان به کنار پاییز رسیدم

دارم پاییز طلایی گوش میدم …

فکرم.. ذهنم… مثل درختی که برگ‌هاش رو رها کرده و الان داره توی اسمون نگاهشون میکنه.

تصویرای محوی تو ذهنمه … از نقاشی با گواش و آب رنگ و کاست های پیانو… چند تا از نقاشی ها هنوز تو ذهنمه … اون ترکیب رنگ ها … قلمو ها … موهای بافته ی من و نقشه ام برای درست کردن قلمو از موهام… شابلون های مهندسی …

 

پ.ن: سایت فریبرز لاچینی و پاییز طلایی *

 

iD23

( با شیطنت میپرد و روی پای پیردمرد می نشیند.)

+ تعریف کن بازم .

– خوب … اون موقع ها ….

( با چشمانی گرد شده کلمات پیرمرد را دنبال میکند.)

+ از اون چی ؟

( به پیرزنی اشاره میکند)

+ از اون چی یادت مونده ؟

– هوم … [ یه سکوت طولانی ]

Talk This Waltz

این روزها

به خودم ، فکرهام ، رفتارم بیشتر دقت میکنم . بیشتر تحلیل میکنم . در زمان نوسان میکنم : حال – گذشته – حال – آینده – حال

اینکه شبیه چه شخصیت هایی هستم، رفتار بقیه با اونا چطور بود، من چه بازتابی از بقیه میبینم و الی آخر.

بیا برقصیم …