پایان/آغاز- زادروزم

از آغاز چیزی نمانده بود، آغاز همان پایان بود

. . . .

کم مانده ، چند دقیقه شاید . . . کم مانده که رسما هفده ساله به حساب بیایم! تحمل یک سال ، تحمل درد ها و اشک ها ، برای بزرگ شدن، برای ایستادن، چون استوار سروی بر افروخته

خوشحالم که امسال ، سال پیش نیست، از حلقه ی حادثه هایش خارج شده است، خوشحالم که راه خود را یافته ام . خوش حالم که امشب را تنها با خنده و خوشی سپری نمیکنم، فکر میکنم، سعی میکنم عاقلانه فکر کنم! هر چند هیچ کدام از این ها باعث نمیشود که من دست از بچگی بردارم! من همان نازنینم که چند ساعت پیش بوده ام ! همان دختر شانزده ساله که سرخوش بود، بی وقفه می گفت و از خنده ریسه میرفت! مزرگ تر از این نمیشوم! به مبارزه بر میخیزم با جمله ای که نوشته بودم ” شاید از بزرگ شدن است، که کودکی ام در من نمیگنجد” .

محکم از تر سال پیش شده ام ، با هر واژه ای نمیشکنم، هر چند شکننده باشد، باور نداری واژه ای به سویم پرتاب کن .

پاره ای از گذشته : هنوز لحن تولد مبارک خواندت در گوش هایم مانده است، کجایی عزیز . . .!؟

. . . .

از پایان چیزی نمانده بود، پایان همان آغاز بود {هفت /مهر / هشتاد و هفت ! آغاز هفده سالگی }

پ.ن: از همه ، بابت همه چی ممنونم! همکلاسی ها، دوستان و صد البته فرفریان عزیز !

۵ نظر برای “پایان/آغاز- زادروزم”

  1. nader گفته:
    ۶ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ

    تولدت مبارک. روزهای خوبی برات آرزوی می کنم

  2. رضا گفته:
    ۷ مهر ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ق.ظ

    مبارکه باز!

    سال دیگه که ۱۸ ساله بشی میری فیلمای +۱۸ ببینی؟:D
    که الان میخوای مثه یه ۱۷ ساله عمل کنی؟

  3. SHoUT گفته:
    ۷ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۵۴ ب.ظ

    خب بایــد اینجــا هــم تبریکات رو تقدیم میکردم !
    تبریک میگــم !

  4. [Mαηiα] گفته:
    ۸ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۰۴ ب.ظ

    Happy your birthday!

  5. نگار گفته:
    ۱۰ مهر ۱۳۸۷ در ۳:۰۴ ق.ظ

    ها!ایول!اینجا واسه من وا نمی شد!الان تازه وا شدش!
    تازه من اس ام اسی تولدتو تبریک گفتم ولی تو جوابمو ندادی!:|
    ولی دوباره تولدت مبارک!:xXxXx >:d<

دیدگاهی بنویسید