incomplete

still Life

میگم ” باید خوب باشی … باید محکم‌تر از همیشه بایستی … به همه‌ عالم و حادثه‌ها عمود باشی … ”

ولی

حس یه آفتاب‌گردون بی خورشید دارم .

 

stlii life

 

پ.ن. دلم میخواد برم موزه‌ی ون‌گوگ… ساعت‌ها…روزها بشینم و به کاراش نیگا کنم.

پ.ن: نقاشی طبیعت بی جان “پانزده گل آفتاب گردان” ون گوگ ۱۸۸۸

iD23

( با شیطنت میپرد و روی پای پیردمرد می نشیند.)

+ تعریف کن بازم .

– خوب … اون موقع ها ….

( با چشمانی گرد شده کلمات پیرمرد را دنبال میکند.)

+ از اون چی ؟

( به پیرزنی اشاره میکند)

+ از اون چی یادت مونده ؟

– هوم … [ یه سکوت طولانی ]

Talk This Waltz

این روزها

به خودم ، فکرهام ، رفتارم بیشتر دقت میکنم . بیشتر تحلیل میکنم . در زمان نوسان میکنم : حال – گذشته – حال – آینده – حال

اینکه شبیه چه شخصیت هایی هستم، رفتار بقیه با اونا چطور بود، من چه بازتابی از بقیه میبینم و الی آخر.

بیا برقصیم …