دیالوگهای ناتمام

iD5

+ میدونی که من خیلی دیونه ام !

– هر کی به این شک کنه، دیونه است .

هوووم نمیدونم چرا پستای زمان بندی شده منتشر نشده، والا به طور منظم باید وبلاگم آپدیت میشد که گویا نشده ! به هر حال این بار تقصیر من نبود . من الله رتبه

iD0

– دیالوگ های  ناتمام ،از n دیالوگ خیالی موجوده در ذهنم . دیالوگهای بین دو از n آدم  ذهنیم.

+ و دیالوگ صفرم ، بعد دیالوگ اول و دوم ؛ مث قانون صفرم ترمودینامیک !!!

– دیالوگ هایی ناتمام که احتمالا روزی در نوبت منتشر شن ، ۱۱:۱۱ و  ۱۲+ ۱۱:۱۱ .

+ دو آدم کنار هم شبیه یازده میمونن . دو آدمی که کنار هم وایسادن و هرکدوم جمله ای میگن و میرن  .

– طولانی ترین دیالوگ ، فکر کنم دیالوگ صفرم باشه ، دیالوگی بین دو غریبه که تازه تازه میخوان آشنا شن.

+ سلام خوبی؟

– سلام مرسی ، تو خوبی؟

.

.

.

– تا بعد

+ تا بعد

دیوانه،به آهنگ سازی می ماند که سازش کمی از کوک خارج شده است

شبح سرگردانی
خط های موازی ولی متقاطع
نگاه هایی چون خط ممتد
احساس گرم دوست داشتن،
دوست داشته شدن
در یک شب سرد زمستانی….

[دی ماه ۸۶-دیالوگ های ناتمام]

خسته از من بودن ها!از حادثه های موازی که در من تلاقی میشوند!خسته…تنها همین….

پ.ن: خوشحالم کردین،خیلی خوشحال … توی شعره همه چی داره فریاد میشه نیازی به توضیح من نیست ولی دیشب-برای اولین بار تو عمرم- خواستم که عادی باشم؛ از هر جهت…