آرشیو تگ ها: آدم ها

دیوار

رویش دیوار که آغاز شد

از زمین هزاران دیوار میروید

هزاران هزار دیوار برای فاصله انداختن ؛ شاید یکی دو تا بیشتر … تنها یک یا دو تا …

آن یکی دو تا دیوار را من برای خود میرویانم

برای آن هنگام که خسته ام از انسانها ، از حرفهایشان ، از خنده ها و گریه های دروغینشان ؛ خسته ام از همه و همه و همه و از هیچ …

بدان تکیه میکنم

تنهاییم را در خود حل میکند ، انگار حرفهای مرا میفهمد ، صداهای آشفته ی ذهنم را میشنود ، آرامم میکند

آرامش یخی صادقانه ای         «کاش آدم ها هم دیوار بودند»

دیوار شایدم دیو وار

مثل یک دیو ، به استواری دیو

نه در اندیشه ات فرو میریختند و نه آن هنگام که به آنها تکیه کردی

«کاش آدمها هم دیوار بودند »