آرشیو تگ ها: پیانو

سرگردان به کنار پاییز رسیدم

دارم پاییز طلایی گوش میدم …

فکرم.. ذهنم… مثل درختی که برگ‌هاش رو رها کرده و الان داره توی اسمون نگاهشون میکنه.

تصویرای محوی تو ذهنمه … از نقاشی با گواش و آب رنگ و کاست های پیانو… چند تا از نقاشی ها هنوز تو ذهنمه … اون ترکیب رنگ ها … قلمو ها … موهای بافته ی من و نقشه ام برای درست کردن قلمو از موهام… شابلون های مهندسی …

 

پ.ن: سایت فریبرز لاچینی و پاییز طلایی *

 

Op. 34

موسیقی عجیبه . خصوصا وقتی قرار باشه صدا رو خودت ایجاد کنی ، اوازی ، پیانویی یا هر ساز دیگه ای . اینکه موسقی چه فکرایی رو شکل میده ، اینکه چه حسی باهاش القا میکنی و …

الان حس راحتی دارم ، انگار سنگینی یه سال نُت و تمرین رو از دوشم برداشتن

الان به چند ساعت پیش فکر میکنم ، روی سن چه حسی داشتم ، چی شد ، چه صدایی شنیده شد ، چیکار کردم …

پشت پیانو به چی فکر میکردم

چه قدر قبل اجرا آروم بودم ، بیخیال … انگار هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست ، انگار هیچی نشده ، انگار که برام مهم نیست  ، انگشتام درست حرکت میکنند یا نه …

ولی پشت پیانو …

محمد و حرفاش … من غرق نت بودم ، همه یا خیره به انگشتای من یا صدای ویولون  …

من ؟

من فقط میزدم ،حس رهایی داشتم ، میترسیدم صدای قلبم بلندتر از صدای پیانو شه …

من صدا بودم .

من رها شدم

سیبی که از یاد رفت

خوبم . همه چی الان خوبه . همه چی آروم . دلم تنگه . کلی حرف دارم برا گفتن ، حرفای خوب ، حرفای ساده و به یاد ماندنی … یک سری اولین ها . . . . دلتنگی چه خوبه گاهی …

گفتم ببینمش مگر درد اشتیاق / ساکن شود،بدیدم و مشتاق تر شدم

20110307_003

گذشت . . .

گذشته . . . 

جایی که دارم توش زندگی میکنم ، آره گذشته . . . کلی خاطره ، نوشته ، گاهی نقاشی و رنگ  ، واژه و سکوت ، کتاب و دفتر و . . . گذشته . . . شاید شعر ، شعر های سوخته ، صدا و شستی و پیانو و  خواب های طلایی . . . گذشته . . .

گاهی ، یه کلمه، یه اتفاق ، یه پدیده ، پرتم میکنه به گذشته ، به دور دورا ، به اون روزای زیبا ، به خنده هامون ، به باهم بودن ها ، به سادگی ها ، به  عکس های یادگاری، گچ بازی ، به کلاسی با پرده های نارنجی ، به حیاطی با اقاقیا ، به انشاهای کودکانه، به . . . . 

رفت و گذشت . . . 

 وقتی با خاطره ها تنها میشم ، گاهی گریه ام میگیره ، گاهی بغض میکنم ، گاهی دلم یه  آغووووووووووووش میخواد ، یه آغوش پر از آرامش ، دلم دوست میخواد ، دوستای خوب ، دوستای خوب ، دوستای خوب ، دوستای خوب . . . آره دوست ، دوستای خوب . . .

دلم تنگه و دلتنگم گاهی .

گذشت . . . گذشت . . . و در حال گذشتنم . . . 

عمر ما کوتاس ، چون گل صحراس ، پس بیایید . . . 

p.s:mi sopiras vin, mian nuran amon , min maltrafas vian mirindan voĉon siblantan min amas vin kaj respond mi amas ankaŭ vin ami . . .