سرگردان به کنار پاییز رسیدم

دارم پاییز طلایی گوش میدم …

فکرم.. ذهنم… مثل درختی که برگ‌هاش رو رها کرده و الان داره توی اسمون نگاهشون میکنه.

تصویرای محوی تو ذهنمه … از نقاشی با گواش و آب رنگ و کاست های پیانو… چند تا از نقاشی ها هنوز تو ذهنمه … اون ترکیب رنگ ها … قلمو ها … موهای بافته ی من و نقشه ام برای درست کردن قلمو از موهام… شابلون های مهندسی …

 

پ.ن: سایت فریبرز لاچینی و پاییز طلایی *

 

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

misseptember

من نازنینم؛

همیشه نازنین بودم ؛

دیوی که آدم ها نشناخته پسش زدند .

برچسب ها: , , , , ,

Last Days

This fearful waiting

ad lib repeated phrase

 ?what shall I do

برچسب ها: , ,